Panjshir Rights

Empowering Panjshir Voices

سکوت مردان، شریک جرم ظلم


در روزهای اخیر، گزارشی از سوی واشنگتن‌پست منتشر شده که به یک واقعیت قابل تأمل اشاره دارد: شماری از مردان افغانستان امروز با حسرت به گذشته نگاه می‌کنند و از این‌که در کنار زنان کشورشان نایستادند و صدای اعتراض خود را بلند نکردند، پشیمان‌اند. این احساس زمانی پررنگ‌تر شده که محدودیت‌ها دیگر تنها متوجه زنان نیست و دامنه آن به زندگی مردان نیز کشیده شده است.

دستورالعمل‌های تازه‌ای که از سوی رهبری طالبان صادر شده، تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر، زندگی روزمره مردم را بیش از پیش محدود کرده است. اکنون حتی ظاهر و سبک زندگی مردان نیز زیر ذره‌بین قرار گرفته؛ از نحوه اصلاح ریش گرفته تا نوع پوشش و حتی تفریحات.

در سوی دیگر، زنان افغانستان از همان نخستین روزهای تسلط طالبان، سکوت نکردند. آن‌ها به خیابان‌ها آمدند، اعتراض کردند و هزینه‌های سنگینی پرداختند؛ از بازداشت و خشونت گرفته تا انواع فشارهای روحی و جسمی. با وجود این، صدای آنان خاموش نشد.

در این میان، بخش بزرگی از مردان یا در سکوت ماندند یا واکنش قابل توجهی نشان ندادند. البته نمی‌توان از کسانی که در جبهه‌های مقاومت یا در خارج از کشور با قلم و آگاهی‌رسانی مبارزه می‌کنند چشم‌پوشی کرد، اما واقعیت این است که اکثریت، نظاره‌گر بودند. حتی زمانی که ابتدایی‌ترین حقوق زنان—از آموزش تا کار—سلب شد، اعتراض گسترده‌ای شکل نگرفت.

اما تاریخ بارها نشان داده که هیچ‌گاه برای ایستادن و مطالبه حق دیر نیست. قدرت مردم، زمانی که در کنار هم قرار بگیرند، می‌تواند هر ساختار سست و نامشروعی را به لرزه درآورد. نمونه‌های معاصر این موضوع کم نیستند؛ از جنبش‌های مردمی در کشورهای مختلف گرفته تا اعتراضاتی که با وجود سرکوب شدید، سرانجام تغییر ایجاد کردند.

تجربه کشورهای عربی در جریان بهار عربی نیز نشان داد که خواست جمعی مردم، هرچند با هزینه‌های سنگین همراه باشد، می‌تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد. این رویدادها یک پیام مشترک دارند: سکوت، وضع موجود را تثبیت می‌کند؛ اما ایستادگی، امکان تغییر را به‌وجود می‌آورد.

هیچ حکومتی نمی‌تواند برای مدت طولانی در برابر اراده یک ملت ایستادگی کند. ترس از خشم عمومی، همواره یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های قدرت‌های حاکم بوده است. از نگاه دینی نیز شجاعت و ایستادگی در برابر ظلم، از ویژگی‌های یک انسان مؤمن دانسته شده است. در چنین شرایطی، پرسش اینجاست که آیا می‌توان در برابر بی‌عدالتی سکوت کرد و همچنان مدعی ایمان و غیرت بود؟

واقعیت تلخ این است که امروز بسیاری از مردم، حتی در زندگی روزمره خود، با محدودیت‌ها و تحقیرهایی روبه‌رو هستند که با هیچ معیار انسانی و دینی سازگار نیست. نمونه‌هایی از برخوردهای تحقیرآمیز در سطح جامعه دیده می‌شود که کرامت انسانی را زیر سؤال می‌برد. آیا می‌توان چنین وضعیتی را پذیرفت و همچنان خاموش ماند؟

مسئله تنها زنان یا مردان نیست؛ مسئله، سرنوشت یک جامعه است. جامعه‌ای که در آن ترس جای شجاعت را بگیرد، به‌تدریج توان تغییر را از دست می‌دهد. اما اگر همین جامعه تصمیم بگیرد از سکوت فاصله بگیرد، مسیر متفاوتی شکل خواهد گرفت.

این پرسش همچنان باقی است: تا چه زمانی باید این وضعیت ادامه پیدا کند؟ تا چه زمانی باید تحقیر، محدودیت و بی‌اختیاری بخشی از زندگی روزمره باشد؟

شاید پاسخ در یک تصمیم جمعی نهفته باشد؛ تصمیمی برای کنار گذاشتن ترس، برای بازگشت به عزت، و برای ساختن آینده‌ای که در آن انسان‌ها خود تعیین‌کننده سرنوشت‌شان باشند.

زیرا در نهایت، هیچ تغییری رخ نمی‌دهد مگر آن‌که مردم خود بخواهند و برای آن قدم بردارند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *